تبلیغات اینترنتیclose
خاطراتی از امام راحل در جنگ تحمیلی

بسم رب الشهداشهید احسان تهمتن

آوینی

 

 

 

 

 

     این وبلاگ به نام پاسدار شهید احسان تهمتن می باشد که در منطقه عملیاتی مریوان«والفجر10» به درجه رفیع شهادت نائل شدند .

 

زندگینامه

وصیت نامه

عکس ها

« در صورت تمایل، جهت پیوند با پایگاه احسان تهمتن (پات) پیام بگذارید»

خاطراتی خواندنی از امام خمینی (ره) و جنگ تحمیلی

خاطراتی از امام راحل در جنگ تحمیلی
با کارت جنگی رأی بدهند
در انتخابات دوره دوم مجلس شورای اسلامی طبق بخشنامه وزارت کشور رزمندگان اسلام که در مناطق عملیاتی غرب و جنوب مستقر بودند به دلیل نداشتن شناسنامه از شرکت و حضور در انتخابات محروم می‌شدند.
موج اعتراض وسیعی سرتاسر یگانهای رزمی سپاه را فرا گرفت. ما برای حل این مشکل به چاره جوئی افتادیم و مطلب را به مسئلین بالا‌تر اطلاع دادیم. پس از چند ساعت پیگیری پاسخ شنیدیم که قانون است و باید در برابر آن خاضع بود. (این مطلب را شهید آیت الله محلاتی به اینجانب که کار را دنبال می‌کردم، گفتند) ولی مگر می‌شد رزمندگان اسلام را به آن همه سفارش تأکیدی که امام به مردم در مورد حضور فعال آن‌ها در صحنه انتخابات کرده بودند با این استدلال قانع و ساکت نمود.
آخرالامر دست به دامان حاج آقا انصاری کرمانی در بیت امام شدیم و از ایشان که همیشه پیگیر مسائل رزمندگان اسلام و جنگ در رابطه با امام بودند خواهش کردیم مشکل را به حضور امام عرض کنند که ایشان نیز پذیرفت و مطلب را به سمع مبارک امام رسانید. لحظاتی بعد صدای زنگ تلفن واحد تبلیغات جبهه و جنگ قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) به صدا درآمد و این بار پس از تلفن‌های مکرری که ما به اینطرف و آنطرف می‌زدیم برادر انصاری مژده روح بخشی به ما دادند. ایشان گفت امام دستور داده‌اند به وزارت کشور گفته شود رزمندگان اسلام با‌‌‌ همان کارت‌های شناسایی منطقه جنگی می‌توانند در انتخابات شرکت نمایند. وقتی خبر فرمان امام را به اطلاع رزمندگان اسلام ابلاغ کردیم موجی از شعف و شادی که از عنایت خاص امام به فرزندان بسیجی خود بود، جبهه‌ها را فرا گرفت. (غلامعلی رجائی- شریک صلوات)


امام بسیجی‌ها را بیشتر از همه دوست داشتند
امام بیشتر از همه به بسیجی‌ها عشق می‌ورزیدند و همواره با توجه و عنایتی خاص اخبار مربوط به پیشروی‌های آنان و دیگر نیروهای اسلام را در جبهه‌های جنگ پیگیری می‌کردند. یک گروه از کسانی که در دعاهای امام همیشه مورد توجه بودند، بسیجی‌ها بودند. (حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خمینی- روزنامه اطلاعات- ۱۹/۰۳/۶۹)
افتخارم این است که بسیجی‌ام
عشق و علاقة وافر امام به رزمندگان اسلام خصوصاً بسیجی‌ها تا بدان حد بود که در یکی از پیام‌هایشان فرمودند: امیدوارم خداوند مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد. (صحیفه نور، جلد ۲۱، ص ۵۲و ۵۳، ۰۲/۰۹/۶۷)
امام شب‌های حمله تا سحر دعا می‌کردند
از مواردی که من خود شاهد بودم این بود که امام در شبهای حمله رزمندگان تا سحر برای برادران رزمنده دعا می‌کردند. (یکی از محافظین بیت امام- در رثای نور- ص ۶۳)
ما افتخار می‌کنیم
تازه عملیات غرور آفرین فتح المبین آغاز شده بود که با بیت امام تماس گرفتیم و اعلام کردیم وقت ملاقاتی را برای فرزندان بسیجی امام که برای اسلام و امت اسلامی با این فتح عظیم افتخار بزرگی را آفریده‌اند اختصاص دهند. بلافاصله موافقت شد. ابتدای صحبت ایشان به دلیل گریة شوق و اشتیاق بچه‌ها مرتب قطع می‌شد جو ملکوتی و عرفانی خاصی فضای حسینیه جماران را فراگرفته بود، امام هم ساکت مانده بودند و به شور و حال فرزندان رزمنده خود می‌نگریستند. بعد از چند دقیقه صحبتشان را ادامه داده و فرمودند: ما افتخار می‌کنیم که از هوائی استنشاق می‌کنیم که شما از آن هوا استنشاق می‌کنید… بچه‌ها به محض شنیدن این جملات که علامت تواضع آن بزرگمرد به رزمندگان اسلام بود گریه‌های بلندی سر دادند. واقعیت این بود که امام و رزمندگان همدیگر را خوب می‌شناختند و به هم عشق می‌ورزیدند. (غلامعلی رجایی- شریک صلوات) 


شما قلب پاکی دارید
وقتی فرمانده کل سپاه سردار شهید مرتضی جاویدی را به عنوان رزمنده و فرماندهی نمونه که نقش مهمی را در حفظ مواضع متصرفی نیروهای اسلام در جبهه غرب داشت به امام معرفی نمود، امام خم شدند و پیشانی این شهید را بوسیدند و به او فرمودند: شما قلب پاکی دارید. قدر قلب پاک خودتان را بدانید. (نقل از دفترچه خاطرات خانواده شهید مرتضی جاویدی) 

 


نمی‌خواهد بنویسید
یک بار که ما در منزل مشغول بسته بندی آجیل برای اهدا به جبهه بودیم آقا آمدند و بعد از نشستن با دست مبارک خود برای رزمندگان چند بسته آجیل پر کردند. خدمتشان گفتم: «اجازه بدهید پشت این بسته‌ها بنویسیم که این آجیل توسط شما پر شده است چون رزمنده‌ها خوشحال می‌شوند. امام گفتند: نه، نمی‌خواهد. (زهرا مصطفوی- گلهای باغ خاطره)

ساعت ۲ نیمه شب ملاقات کردند
در ابتدای غائله کردستان، تعدادی از برادران گردان ۲ یا ۶ سپاه بودند که می‌خواستند به منطقه کردستان اعزام شوند. خیلی دوست داشتند قبل از رفتن با امام دیدار کنند. نزدیک نیمه شب بود که خدمت آقا عرض کردند که بچه‌ها می‌خواهند به منطقه بروند و مشتاق دیدار شما هستند. ایشان با روی باز استقبال کردند و ساعت ۲ نیمه شب یک عده از برادران آمدند و امام هم تشریف آورده و به احساسات آنان پاسخ دادند. (تیموری- از محافظین بیت امام- در رثای نور- ص ۶۳)

امام با شنیدن خبر اخلاص رزمندگان گریه می‌کردند
من گریه امام را چند بار دیده‌ام و هر بار موقعی بوده که در مورد اخلاص رزمندگان در جبهه و هیجان و فداکاری مردم با ایشان صحبت می‌کرده‌ایم. (آیت الله خامنه‌ای – روزنامه اطلاعات- ۱۹/۰۳/۶۷)

بین من و مردم هیچ تفاوتی نیست
وقتی جنگ شروع شد، از ستاد مشترک ارتش، کسی که مربوط به تیم مهندسی بود، آمد و یک مکان ضد بمب و مستحکم برای امام (ره) درست کرد. اما حضرت امام فرمودند: «من به آنجا نمی‌روم» و حتی حاضر نشدند داخل آن پناهگاه بشوند و آن را ببینند و تا وقتی که تهران زیر موشکباران دشمن قرار گرفت، در اتاق معمولی خودشان بودند و خیلی معمولی برخورد می‌کردند وقتی هم که من اصرار کردم، قسم خوردند که به آن پناهگاه مخصوص نخواهند رفت و گفتند: «بین من و بقیه ى افراد، هیچ تفاوتی نیست. اگر بمبی به خانه ى من بخورد و پاسداری اطراف منزل کشته شوند و من در اتاق ضد بمب، زنده بمانم، دیگر من به درد رهبری نمی‌خورم. من زمانی می‌توانم مردم را رهبری کنم که زندگی‌ام مثل آن‌ها باشد و در کنار همدیگر زندگی کنیم.»
 (از دیدگاه‌ها، حاج سید احمد خمینی.)

امام و مدیریت بحران
روز شروع جنگ، کشور به شدت نا‌آرام بود. مسئولان کشور و فرماندهان نظامی، در حالی که واقعا مضطرب بودند، آمدند خدمت امام (ره). ایشان آن‌ها را راهنمایی کردند و قوت قلب دادند، تا جایی که وقتی از اتاق امام بیرون می‌رفتند، از انهدام ارتش عراق و فتح بغداد، صحبت می‌کردند.
عصر‌‌‌‌ همان روز، یعنی ساعاتی بعد از بمباران فرودگاه مهرآباد تهران [در۳۱ شهریور ۱۳۵۹]، حضرت امام در یک پیام رادیو- تلویزیونی، با چند جمله، چنان آرامش خاطری به مردم ایران بخشیدند که جو جامعه ناگهان برگشت و مردم از نگرانی و سراسیمگی خارج شدند و رفتند دنبال زندگی طبیعی و بسیج نیرو و امکانات. تعبیر آن روز امام، این بود: یک دزدی آمده و سنگی در خانه ى ما انداخته و پنهان شده! دولت و ارتش ما – بحمدالله – بیدار و هوشیارند و جواب دندان شکنی به او خواهند داد که از تصمیم خودش منصرف و از کرده‌اش پشیمان شود. ملت شریف ایران، خون سردی خودشان را حفظ کنند و با حفظ آرامش، دولت و ارتش را کمک کنند.

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *

امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : 0

نوشته شده در يکشنبه 28 آبان 1391 | ساعت 12:58 | توسط دیدبان |


:: با ذکر منبع مي توانيد از مطالب سايت شهيد احسان تهمتن استفاده کنيد